بایگانیِ فوریه 3, 2008

بوسه بیشرمی

هفته گذشته جناب فرهود آذرسینا دانشجوی بیست و پنج ساله مقطع دکترا با پذیرفتن جرم خود در یک دادگاه کانادایی به دو ماه زندان محکوم شد. از آنجا که سه هفته در زندان بوده است و قاضی هر روز را دو روز در نظر گرفته است پس از تحمل هجده روز دیگر آزاد خواهد شد. جرم ایشان؟ بوسیدن سینه یک دختر بیست ساله کانادایی در آسانسور، که ضرب و جرح جنسی قلمداد می شود. در دفاع از خود آقای آذرسینا به دادگاه گفته اند که وقتی سینه های بیرون است نمی توان از همه مردان توقع داشت که خود را کنترل کنند.

احتمالا این داستان به زودی به داستان با مزه ای تبدیل می شود که آذرسینا به دوستان خود خواهد گفت و با هم به بی ظرفیتی دختر خانم کانادایی خواهند خندید. البته ایشان گناهی ندارند.همیشه تقصیر زنان زیباست که مردان را تحریک می کنند، گاهی با پوشیدن چکمه تبرج می کنند و گاهی در آسانسور در کشوری غیر از ایران یک پیراهن معمولی می پوشند. مردانی مانند جناب آذرسینا قرار نیست کنترلی بر رفتار خود داشته باشند، می توانند ببوسند وتجاوز کنند و احساس بیگناهی کنند.

من امروز شرمسارم، من امروز شرمسار جوان احمقی هستم که علیرغم پیشرف تحصیلی در او نه از شعور، نه از وقار و نه از شخصیت خبری نیست. شرمسارم چون مرد هیزی راه آسان را برگزیده است و به جای باور کردن مسوولیت، به جای کنترل خویش و به جای انسان بودن به حیوان وقیح و بیشرمی تبدیل شده است که گویی از محیط اطراف خود هیچ می آموزد و تنها می جهد.

واقعیت اینجاست که از مردان می توان و باید توقع داشت که خود را کنترل کنند و مردان باید خود را کنترل کنند. وگرنه پدر جناب آذرسینا تا کنون برای ایشان چندین دوجین خواهر و برادر ناتنی مهیا کرده بود. این بهانه، این باور و این تاکتیک که زنان گنهکارند چون زیبایند و چون جذابند بر مردان حرجی نیست، پیراهن نخنمایی است که هرزگی دلیل پردازان را می رساند؛ چقدر حماقت و چقدر وقاحت.

آیا وقت آن نرسیده که ما خود در جمع خود این باورهای هرزه پرور را کنار بگذاریم؟ آیا وقت آن نرسیده است که به خود و به دوستانمان یادآور شویم که کرم از ماست و ما مسئولیم؟ نه زنان، نه طرح امنیت اجتماعی و نه سرکوب امیال؟ ما مسئول اعمال خود هستیم و مسئول غفلتمان از آموزش جنسی. اینجا که امکانات هست! بیایید یاد بگیریم ویاد بدهیم.

منبع : وبلاگ بابا لنگ دراز در شيکاگو

نوشتن دیدگاه