بایگانیِ مارس 24, 2008

موش کوچکي به نام 1387

دوباره ساله نو شد. دوباره توي مغازه ها ماهي قرمز پر شد.ياد بچگي هام ميفتم.ما هم يادتونه؟ تا اسفند ميشد منتظر بوديم بريم خريد عيد.وقتي ميرفتيم خوراکي براي عيد بگيريم خودمون را لوس ميکرديم تا يک شکلات اضافي هم براي ما بخرند. يادش بخير روز اول عيد همگي ميرفتيم خونه پدر و مادربزرگ.اونجا تنقلات ميخورديم.بعدش از دسته پدربزرگ و بقيه عيدي دريافت ميکرديم.واقعا چقدر خوب بود. چقدر دنياي بچگي و به دور از از هرچيزي خوب است. دلم براي کودکيم تنگ شده.دوران کودکيم را هيچ وقت فراموش نميکنم.دقيقا يادم نمياد ولي ميدونم دفعه قبل هم که مثله امسال سال موش نامگذاري شد ، من يا دبستان بودم يا راهنمايي. دقيقا چيزي به خاطرم ندارم فقط ميدونم ساله خوبي بود.دوستان عزيزم شما هم هيچ وقت کودکيتان را فراموش نکنيد حتي اگر بد گذشته باشه.اميدوارم توي سال جديد خداوند يکم بيشتر به ما پارسي ها توجه کند.خدا روح داريوش کبير و اهورا مزدا را خوشحال نگه دارد.

هر روزتان نوروز # نوروزتان پيروز

نوشتن دیدگاه